حیوان عجیبی ست! کشته میشود اما اسیر نمی شود...گرگ...در جنگل من هوا سرد است ....آهوها با کفتارها می چرخند...روباه ها قصد فریبم را دارند...دیگر گرگی وجود ندارد...باوجود سختی ها وزخم های روی تنم...من هنو
مرتضی عزیز اسطوره دوست داشتنی همه خانواده خاصیهاخدا دیگر طاقت دوری ات را نداشت عزیزهرچند که نفسمان میگیرددر هوایی که نفسهای تو نیست...تولدت دوباره ات مبارکمرتضی عزیز